مدرسه دینی دارالسنة زرآباد چابهار

مدرسه دینی که شهید دکتر احمد سیاد رحمه الله آن را تأسیس نموده است.

مدرسه دینی دارالسنة زرآباد چابهار

مدرسه دینی که شهید دکتر احمد سیاد رحمه الله آن را تأسیس نموده است.

آیا در مورد خدا حافظ فکر کرده ای؟

حقوق و حدود الله را حفظ کن تا الله متعال نیز حافظت باشد


الحمد لله رب العالمین، والعاقبة للمتقین، ولا عدوان إلا على الظالمین، والصلاة والسلام على الهادی البشیر، والسراج المنیر، محمد بن عبد الله الصادق الأمین، وعلى آله وصحبه وسلم تسلیماً کثیراً.. أما بعد:

به تحقیق که الله تعالی هرآنچه را که بخواهد انجام می دهد، و چنانچه چیزی را اراده نماید با گفتن باش آنچیز بوجود خواهدآمد، و چیزی جلوی خواست و ارده اش را نمی تواند بگیرد، و نه کسی می تواند از خواست و ارده وی فرار نماید، هیچ کس از رحمات وی بی نیاز نیست، و به هرکس که بخواهد پادشاهی می دهد و از هرکس که بخواهد سلب می کند، هر آن کس را که بخواهد عزت می بخشد و برخی را نیز طبق خواست خویش خوار می سازد، تمام نیکی ها در دست اوست و وی بر هر چیزی تواناست

نیکوکار را بنابر نیکی اش پاداش و گناهکار را به خاطر دوری و گناهش سزا خواهد داد، برگشت جان و مال ما به سوی اوست لذا بر وی اعتماد و توکل می نماییم.

متن حدیث:

عن عبد الله بن عباس - رضی الله عنهما - قال: کنت خلف النبی صلى الله علیه وسلم فقال: " یا غلام! إنی أعلمک کلمات: احفظ الله یحفظک، احفظ الله تجده تجاهک، إذا سألت فسأل الله، وإذا استعنت فاستعن بالله، واعلم أن الأمة لو اجتمعت على أن ینفعوک بشیء لم ینفعوک إلا بشیءٍ قد کتبه الله لک، وإن اجتمعوا على أن یضروک بشیء لم یضروک إلا بشیءٍ قد کتبه الله علیک، رفعت الأقلام وجفت الصحف " . وفی روایة غیر الترمذی: " احفظ الله تجده أمامک، تعرف إلى الله فی الرخاء یعرفک فی الشدة، واعلم أن ما أخطأک لم یکن لیصیبک، وما أصابک لم یکن لیخطئک، واعلم أنّ النصر مع الصبر، وأن الفرج مع الکرب، وأن مع العسرِ یسراً ".

از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت:

روزی در پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مرکب شان سوار بودم بعد فرمود: فرزندم چند سخن برایت تعلیم می دهم:الله را حفظ کن تا ترا حفظ کند. بیاد الله باش او را در برابرت می یابی. اگر چیزی می خواهی از الله بخواه، و اگر یاری می جویی از الله بجو و بدان که اگر تمام مردم جمع شوند تا به تو نفعی برسانند، نفع رسانده نمی توانند، مگر چیزی را که الله برایت نوشته است واگر همه جمع شوند تا به تو ضرری برسانند، ضرری رسانده نمی توانند، مگر آنچه الله برایت نوشته و مقدر کرده است. قلم ها برداشته شده و صحیفه خشک گردیده است.

و در روایت غیر ترمذی آمده: بیاد الله باش، او را در برابر خود می یابی، در هنگام فراخی الله را بشناس تا در سختی ها ترا بشناسد، و بدان آنچه که باید بتو نرسد، نمی رسد و آنچه که باید بتو برسد حتماً رسیدنی است، و بدان که یاری و مدد با صبر و پایداری، گشادگی با سختی و دشواری با آسانی است.

اهمیت این حدیث:

این حدیثی بسیار پر محتوا و از گنجینه سخنان رسول الله –صلی الله علیه و آله وسلم- است ؛ که قواعد شامل و و پندهای سودمند در آن نهفته است. چنانکه ابن رجب می گوید: این حدیث پندهای عظیم و قواعدی کلی از امور دین را در برگرفته است تا جایی که بعضی از علماء گفته اند:

در این حدیث تفکر و تدبر نمودم مرا بسیار به وحشت انداخت و دچار ترس نمود، پس وای بر کسی که نسبت به این حدیث نادان باشد و یا معانی اش را خوب درک نکند.

شرح حدیث:

صحابی بزرگوار، عبدالله فرزند عباس فرزند عبدالمطلب، ترجمان القرآن ، دانشمند امت و عالمی از علمای صحابه است که صاحب تفسیر معروف می باشد، و از اصحابی است که رسول الله – صلی اله علیه و آله و سلم- وی را بر پشت سر خویش بر روی مرکبش سوار می نمود.

وی در روزی از روزها پشت سر رسول الله – صلی اله علیه و آله و سلم- سوار بود که رسول الله– صلی اله علیه و آله و سلم- وی را لفظ یا غلام (کسیکه به سن بلوغ نرسیده باشد)صدا زده فرمود: " احفظ الله " یعنی حفظ حدود الله ، حقوق وی، دستورات و منهیات الله، ، حفظ این ها یعنی:پایبندی به دستورات وی هنگام اجرای آنها و دوری از آنچه که وی نهی کرده، و از حدود وی پا را فراتر نگذاشتن ، هرکس این عمل را انجام دهد از کسانی است که حدود الله را حفظ کرده و از کسانی است که الله متعال در مدح آنها میفرماید: {هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ * مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ}.

این همان چیزی است که به شما وعده داده می شد ، و به همه کسانی که برگردند ، ومراعات بدارند؛همان کسی که در نهان از رحمان بترسد و با دلی توبه کار بیاید . حفیط در اینجا به معنای کسی که بر اوامر الله پایبدی می کند و همچنین بر توبه از گناهان پایبند است نیز تفسیر شده است.

" یحفظک " آنکه پایبندحدود الله است، و حقش را ادا می نماید، الله وی را در دنیا از آفات و بدیها و در آخرت از انواع عذابها و سختی ها محفوظ می دارد، چون پداش نیز باید از جنس خود عمل باشد چنانکه امثال این امر در جای جای قرآن ذکر شده است :{ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ } و: { فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ }و:{ إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ } بلکه هرکس در جوانی حدود و حق الله را رعایت نماید الله تعالی وی را در پیری و ناتوانی حفظ خواهد کرد و حتی کسانی که این امر را رعایت نمایند الله فرزندان وی رابعد از مرگش نیز حفظ خواهد کرد

الله تعالى می فرماید:{ وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا} . ابن عباس رضی الله عنه می گوید: به خاطر نیکی پدرشان این دو حفاظت کرده شدند. وسعید بن مسیب به فرزندش می گوید: به نمازم اضافه می کنم تا به امید اینکه تو حفاظت کرده شوی ؛ سپس این آیه را تلاوت نمود:{ وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا } و عمر بن عبد العزیز- رحمه الله – می گوید: : هیچ بنده مومنی نیست که می میرد مگر اینکه الله فرزندان و نوه هایش را حفظ خواهد کرد ، ابن منکدر می گوید: همانا الله به سبب شخص نیکوکار فرزند و نوه هایش و کسانی را که در اطرافش زندگی می کنند همیشه می پوشاند و حفظ می کند.

خلاصه اینکه هرکس که تقوا پیشه کند، الله تعالی وی را از تمام بدیها محفوظ خواهد کرد، بعضی از سلف گفته اند:هرکس که از الله بترد خودش را محافظت کرده و هرکس که تقوا را پیشه نسازد خودش را برباد داده الله از وی بی نیاز است.

الله  تعالى می فرماید: { وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّهَ وَلْیَقُولُواْ قَوْلاً سَدِیدًا}

بر مردم لازم است بترسند از این که انگار خودشان دارند می میرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای می گذارند و نگران حال ایشان می باشند. پس از الله بترسند و با متانت و محبّت سخن بگویند. قاسمی - رحمه الله – در تفسیر این آیه در کتابش محاسن التاویل می گوید:  در این آیه اشاره شده به پند پدرانی که می ترسندنسلی ضعیف بر جا گذارند بوسیله تقوی در سایر امور تا فرزندانشان را با عنایت الله متعال حفاظت نمایند.

عجیب است کسی که الله حفاظت وی را برعهده بگیرد حتی حیوانات وحشی را نگهبان وی می سازد، چناکنه برای سفینة مولی رسول الله –صلی الله علیه و آله وسلم- این جریان پیش آمد، هنگامی که در سرزمین روم اسیر شد و فرار نمود و دنبال لشکر می گشت که با شیری روبرو گشت خطاب به وی گفت: من مولی رسول الله –صلی الله علیه و آله وسلم- هستم و جریانم چنین و چنان است، شیر به طرفش آمد و دمی جنبانید تا به کنارش رسید، هرگاه صدایی می شنید به طرف آن می رفت و دوباره بر می گشت و در کنارش راه می رفت تا اینکه به لشکر رسید سپس شیر برگشت.

 عکس این هم هر کس که حق و حدود الله را پایمال کند الله نیز وی خوار خواهد کرد، چنانکه بین خلق اللهضایع خواهد شد تا جایی که از افرادی که انتظار خوبی دارد به وی ضرر نیز خواهد رسید چنانکه بعضی از سلف گفته اند:من هرگاه که نافرمانی الله را می کنم در اخلاق و رفتار زیر دستانم اثر آن را مشاهده می نمایم.

" احفظ الله تجده تجاهک "

هرکس که حدود الله را رعایت کند و از حق الله مواظبت نماید، در هر حالتی الله با اوست، او را کمک نموده و موفق می گرداند و بدیها را از وی دور می گرداند چنانکه الله تعالى می فرماید:{ إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّالَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ}

بی گمان الله همراه کسانی است که تقوا پیشه کنند و با کسانی است که نیکوکار باشند .

 قتادة می گوید: هرکس که از الله بترسد الله با اوست و هر کس که الله با وی باشد با وی کسی که هرگز شکست نمی خورد و نگهبانی است که هیچگاه نمی خوابد و راهنمای است که هرگز دچار گمراهی نمی شود .

" تعرف إلى الله فی الرخاء؛ یعرفک فی الشدة "

بنده هر گاه  در حالت خوشی تقوی الله را پیشه سازد؛ حدود وی را رعایت کند و از حق وی مواظبت نماید،با این چیز الله را شناخته  است وبینت وی و پروردگارش نوعی شناخت خاص می شود که پروردگارش در حالت سختی به دادش نیزخواهد رسیدو این شناخت خاص سبب نزدیکی بنده با پروردگار خویش و کسب محبت وی می شود و دعای وی را اجابت می نماید .

در حدیث ابوهریره آمده است که رسول الله- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: هرکس که دوست دارد که الله در سختی و مشکلات او را اجابت نماید پس در حالت خوشی زیاد دعا نماید.

چنانکه نبی الله یونس - علیه السلام – از مومنین و کسانی که در حالت راحتی الله را یاد می کنند بود الله متعال در حالت سختی دعایش را استجابت کرد و وی را از تاریکی ها نجات داد الله تعالى می فرماید : { فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِینَ؛ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ}

اگر او قبلاً از زمره دعاکنندگان نمی بود، او در شکم ماهی تا روز رستاخیز می ماند .

{ وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ}

وذوالنون را در آن هنگام که خشمناک بیرون رفت و گمان برد که بر او سخت و تنگ نمی گیریم . در میان تاریکیها فریاد برآورد که  پروردگاری جز تو نیست و تو پاک و منزّهی من از جمله ستمکاران شده ام دعای او را پذیرفتیم و وی را از غم رها کردیم ، و ما همین گونه مؤمنان را نجات می دهیم .

و فرعون چونکه از کافران و متکبران بودو الله ارداه هلاکش را کرد تا موجب عبرت گردد، و هنگامی که غرق شد گفت:

گفت : ایمان آوردم، الله تعالى فرمود: {آلآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَکُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ * فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ}

آیا اکنون !و حال آن که قبلاً سرکشی می کردی و از زمره تباهکاران بودی * ما امروز لاشه تو را می رهانیم تا برای کسانی که اینجا نیستند و برای آیندگان درس عبرتی باشی . بیگمان بسیاری از مردمان از آیات ما غافل و بی خبرند  .

بزرگترین مصیبت ها و سختی ها لحظه فرارسیدن تلخ کننده خوشی ها(مرگ) و ترک یاران وسپس سوال منکر و نکیر سپس در میدان حشر ایستادن آنگاه حسابرسی و سپس دادن اعمالنامه و بعد از آن عبور از روی پل و در آخر پشیمانی و مشکلاتی که بعد از آن پشیمانی سودی ندارد  که واژگون شدن در آتش است –الله متعال ما را نجات دهد-

هرکس الله را در حالت خوشی وسلامتی یاد کند و برای هنگام مرگ و بعد از آن آمادگی نماید، الله تعالی در هنگام سختی ها به یادش خواهد بود و وی را مورد لطف و مرحمت خویش قرار خواهد داد ، بر توحید ثابت قدم خواهد نمود و با وی ملاقات خواهد کرد در حالی که از وی راضی است.

 

" إذا سألت فاسأل الله " این مصداق فرموده الله تعالى است:{ إِیَّاکَ نَعْبُدُ } تنها تو را می پرستیم .

این آیه در برگیرنده این امر است که به غیر از الله از هیچ کس دیگر نخواهیم و الله متعال به ما دستور داده تا تنها از وی بخواهیم چنانکه می فرماید::{ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ} و طلب فضل الله کنید

 ودر مقابل از طلبیدن و سوال کردن نهی کرده چنانکه در احادیث بسیاری به این امر تاکید شده چنانکه رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- با برخی از یارانش بیعت می نمود که از مردم چیزی نخواهند، چنانچه شلاق ویا مهار شترش یکی از آنها می افتاد از مردم نمی خواستند که بدستشان بدهد از عوف بن مالک روایت است که گفت: ما نه، هشت یا هفت نفرنزد رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم-بودیم ؛ رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود:آیا با فرستاده اله بیعت نمی کنید؟ ما تازه بیعت کرده بودیم، گفتیم : یا رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- ما با تو بیعت کرده ایم یا رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- بر چیزی بیعت کنیم؟ فرمود: بر اینکه الله یگانه را عبادت کنید و چیزی را با وی شریک قرار ندهید،و نمازهای پتچگانه، و اینکه اطاعت کنید و -سخنش را آهسته کرد – و از مردم چیزی نخواهید.

" وإذا استعنت فاستعن بالله " این مصداق قول الله تعالى است: {وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ} و تنها از تو یاری می طلبیم .

 این قسمت در برگیرنده این است که بغیر از الله  از کسی دیگر یاری نخواهیم ، چرا از بنده­ای ناتوان که خودش نمی تواندآنچه راکه به نفعش می باشد  بدست آورد و آنچه را که به ضررش است از خود دور سازد کمک بخواهیم و کسی را که بر هر امری توانا است تر نماییم. هرکس طلب یاری از الله را ترک و از کسی دیگر طلب نماید به همان واگذار می شود، و هرکسی را که الله به حال خودش بسپرو و یا آن را به دیگری واگذارد شکست خورده و زیاندیده است. به همین خاطر است که رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- به هرکسی که دچار مشکلات شده پند می دهد که الله تعالی را خوانده و بگوید::" اللهم رحمتک أرجو فلا تکلنی إلى نفسی طرفة عین، وأصلح لی شأنی کله، لا إله إلا أنت"  .

" واعلم أنّ الأمة لو اجتمعت على أن ینفعوک بشیء لم ینفعوک إلا بشیء قد کتبه الله لک، وإن اجتمعوا على أن یضروک بشیء لم یضروک إلا بشیء قد کتبه الله علیک "

قرآن نیز به همانند این دلالت می کند آنجا که الله تعالی می فرماید: {قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ } بگو : هرگز چیزی به ما نمی رسد ، مگر چیزی که الله برای ما مقدّر کرده باشد . او مولی و سرپرست ما است ، و مؤمنان باید تنها بر الله توکّل کنند و بس: { قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ } بگو : اگر در خانه های خود هم بودید ، آنان که کشته شدن در سرنوشتشان بود ، به قتلگاه خود می آمدند .

. واز أبو الدرداء رضی الله عنه روایت است که  رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: "  براستی که برای هرچیزی حقیقتی است، و هیچ بنده ای به حقیقت ایمان نخواهد رسید تا اینکه بداند آنچه که به وی رسیده از اشتباه وی نبوده و آنچه که اشتباه کرده به وی رسیده نیست.

این بخش از حدیث مدار و مدرک حدیث  و لب وصیت است. ابن رجب می گوید: بدان که تمام این وصیت حول همین اصل می چرخد آنچه که قبل یا بعد از آن ذکر شده فروعات این هستند که به همین بر می گردند، زیرا اگر بنده بداند که به وی هیچ چیری نمی رسد مگر آنکه الله تعالی نوشته و مقرر نموده است از بدی و نیکی ، خیر و شر ، فایده و ضرر و اگر تمامی مخلوقات جمع شوند تا بر خلاف آنچه که الله تعالی مقدر کرده بخواهند البته که کار به هیچ جا نخواهند برد، او خواهد دانست که تنها الله است که فایده و ضرر می رساند و وی است که می دهد و می گیرد، برایش توحید و وحدانیت الله تعالی واجب و ثابت خواهد شد و تنها وی را عبادت کرده و حدودش را رعایت خواهد نمود، زیرا آن کس که عبادت کرده می شود برای جلب مصالح و دفع مفاسد است، به همین خاطر است که الله تعالی عبادت آنچه را که نمی تواند فایده ای برساند و یا ضرری دور سازد نکوهش کرده است.

هرکس بداند که بغیر از الله کسی دیگر نمی تواند فایده و ضرری برساند و یا چیزی از وی دفع کند؛ بر وی واجب است که تنها از وی بترسد و تنها از وی امید داشته باشد تنها از وی خواسته و دعا و تضرع نماید فرمانبرداری از وی را بر تمامی  اطاعات مقدم دانسته و از گرفت ووحشت از وی را بر تمامی ترس ها غالب بداند و اینترس در حرالت سختی و راحتی را باید داشته باشد و مانند کسانی نباشد که تنها در هنگام مشکلات و تنگنا الله را به یاد می آورند و چون به راحتی رسیدند وی را از یاد می برند که این نوع ترس هیچگونه ارزشی ندارد، الله تعالی می فرماید{ قُلْ أَفَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ} بگو : آیا چیزهائی را که بجز الله به فریاد می خوانید چنین می بینید که اگر الله بخواهد زیان و گزندی به من برساند ، آنها بتوانند آن زیان و گزند الهی را برطرف سازند ؟ و یا اگر الله بخواهد لطف و مرحمتی در حق من روا دارد ، آنها بتوانند جلو لطف و مرحمتش را بگیرند و آن را باز دارند ؟ بگو : الله مرا بس است . توکّل کنندگان تنها بر او تکیه و توکّل می کنند و بس .

" رفعت الأقلام وجفت الصحف "

کنایه از این است که نوشتن مقادیر و آنچه که باید انجام گیرد گذشته و آنها نوشته شده اند، الله تعالی می فرماید:

{مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ} هیچ رخدادی در زمین به وقوع نمی پیوندد ، یا به شما دست نمی دهد ، مگر این که پیش از آفرینش زمین و خود شما ، در کتاب بزرگ و مهمی بوده است ، و این کار برای الله ساده و آسان است .

 واز عبد الله بن عمرو روایت است که رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: " به تحقیق که الله متعال مقادیر مخلوقات پنجاه هزار سال پیش از آفرینش آسمانها و زمین نوشته است " .

-        پایان شرح حدیث به روایت ترمذی .

از الله متعال خواستاریم که ما را به آنچه که دوست دارد و راضی است توفیق دهد.

وصل اللهم على نبینا محمد وعلى آله وصحبه وسلم .

 

ذکر عبادت علی –رضی الله عنه-


 أخبرنا علی بن المنذر الکوفی  قال : اخبرنا ابن فضیل قال : اخبرنا الاجلح  عن عبد الله بن ابی الهذیل  عن على رضی الله عنه قال : «ما اعرف احدا من هذه الامة عبد الله بعد نبینا غیری عبدت الله قبل ان یعبده احد من هذه الامة بسبع سنین»


هیچ کس از این امت را نمی شناسم که بعد از پیامبر، الله را عبادت کرده باشد بغیر از خودم،الله را عبادت کردم هفت سال پیش از اینکه احدی از این امت او را عبادت کند.

سند این حدیث ضعیف است و متن آن منکر است.

در سند این حدیث دو شخص به نام های زیر وجود دارند:

اجلح: ضعیف است.

ابن فضیل، محمد بن فضیل: متقارب الحدیث است .

پنج وصیت

قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (انعام/151)

ترجمه :

بگو : بیائید چیزهائی را برایتان بیان کنم که پروردگارتان بر شما حرام نموده است . این که هیچ چیزی را شریک الله نکنید ، و به پدر و مادر نیکی کنید ، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستی مکشید ما به شما و ایشان روزی می دهیم ، و به گناهان کبیره نزدیک نشوید ، خواه  آشکار باشد و خواه پنهان ، و کسی را بدون حق مکشید که خداوند آن را حرام کرده است . اینها اموری هستند که الله به گونه مؤکّد شما را بدانها توصیه می کند تا آنها را بفهمید و خردمندانه عمل کنید .

 در این آیه امر و دستور متوجه پیامبر است که به مردم بگوید:

 تَعَالَوْاْ : بیایید و بشتابید

أَتْلُ : با جزم

مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ : آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام گردانیده است، نگفته ما حرم الله، آنچه را که الله حرام گردانیده است، زیرا رب دارای تصرف مطلق در آفریدگاران خود می باشد.

أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئاً :چیزی را با وی شریک نسازید، یعنی پروردگارتان بر شما حرام قرار داده که چیزی را با وی شریک قرار دهید

وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً : بر شما بیان می دارم(من محمد) که آفریدگارتان دستور به نیکی به پدر و مادر را داده است

وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم : بعد از اینکه حق کسانی را که انسان بدآنها وابسته است بیان کرد، حق کسانی را که به انسان وابسته هستند بیان می دارد. و اولاد در زبان عربی شامل پسر و دختر می شود

مِّنْ إمْلاَقٍ :به خاطر ترس از فقر وگرسنگی .

نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ :زیرا روزی با بودن آنان بر شما تنگ نخواهد شد، چون کسی که روزی دادن را بر عهده گرفته است ، الله است.

وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ : نگفته نیایید، زیرا نهی از نزدیک شدن مهمتر و بلیغ تر است از نهی کردن به  آن . چون نهی کردن از نزدیکی به آن، شامل نهی کردن به آن وهر آنچه که سبب آن می شود. به همین خاطر برای شخص حرام است که به زن بیگانه نگاه کند و یا با او خلوت گزیند، همچنانکه برای زن تنها مسافرت کردن حرام است، زیرا این امور سبب نزدیک شدن به فواحش می شوند.

مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ : گفته اند: آنچه که بدی آن ظاهر است و آنچه که بدی آن پوشیده می باشد، زیرا بدی ها  برخی بر تمامی مردمان ناپسند و برخی دیگر بدی های آنها بر بعضی از مردم پوشیده است .

ونیز گفته شده است: آنچه که ظاهر می کنید و علنا انجام میدهید؛ مانند : عمل زنا در دید مردم و آنچه که مخفیانه انجام میدهید.

ونیز گفته اند:آنچه که بدی آن بزرگ و آنچه که بدی آن کوچکتر است ؛ زیرا تمامی گناهان به یک اندازه نیستند به همین خاطر در حدیث آمده است که : (الا انبئکم باکبر الکبائر).  و این امر دل بر این است که برخی از گناهان از برخی دیگر بزرگتر هستند.

وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ: نفسی که الله کشتن آن را حرام قرار داده است و آن نفس معصوم است که همان نفس شخص مسلم، ذمی ، پناه داه شده است.

 إِلاَّ بِالْحَقِّ : مگر با حق،یعنی که شرع کشتن آن را جایز دانسته است  و  حقی که شرع برای کشتن نفس معصوم ثابت کرده است یکی اینکه شخصی متاهل زنا کند که رجم کرده می شود تا بمیرد، یا اینکه شخصی را بکشد که دراین صورت قصاص کرده می شود و یا اینکه از دایره اسلام خارج و مرتد گردد و یا قطاع الطریق باشد که در این حالات اسلام کشتن آنها را به حق شمرده است. چنانکه رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید: ( لَا یَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ النَّفْسُ بِالنَّفْسِ وَالثَّیِّبُ الزَّانِی وَالْمَارِقُ مِنْ الدِّینِ التَّارِکُ لِلْجَمَاعَةِ ).

عبدالله بن مسعود-رضی الله عنه- می فرماید: که رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: هر مسلمانی، گواهی دهدکه هیچ معبودی بجز الله، وجود ندارد و من فرستاده ی الله هستم، ریختن خونش جایز نیست مگر بخاطر یکی از این سه مورد: اگر انسان دیگری را بکشد،کشته می شود. فردی که ازدواج کرده باشد و بعد از آن، مرتکب زنا شود و کسی که از دین خارج شود و جماعت مسلمانان را رها کند»

ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ :یعنی به آنچه که اشاره شد . وصیت به یک چیز همان عهد و پیمان به آن از جهت اهمیت است، به همین خاطر می گویند که وصیتش با فلان به معنای عهد و پیمان وی با او تا آن را اهمیت دهد.

 تَعْقِلُونَ :عقل در اینجا به معنای به نیکی تصرف کردن است، اما در قول الله متعال:

إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (زخرف/3)

ما قرآن را به زبان عربی فراهم آورده ایم تا شما درک کنید

معنایش این است تا بفهمید. این دلیل بر این استکه اگر چنانچه شخصی به این امور چنگ زند او عاقل و فهمیده است و اگر مخالفت نماید وی نادان و احمق است.

این آیه پنج وصیت را دربرگرفته است:

1-                توحید الله متعال

2-                 نیکی به پدر و مادر

3-                 فرزندان را نکشید.

4-                 به فواحش نزدیک نشوید.

5-                 کسی را که الله کشتنش را حرام گردانیده است نکشید.